در انتظار باران
حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود نمیگوییم و حرفهایی هست برای " نگفتن " حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرو نمی آورد حرفهایی شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند. و سرمایه ماورائی هرکس به اندازه حرفهایی هست که برای نگفتن دارد، حرفهایی بیتاب و طاقت فرسا، که همچون زبانه های بیقرار آتشند. و کلماتش، هریک انفجاری را به بند کشیده اند کلماتی که پاره های " بودن " آدمی اند... اینان همواره در جستجوی " مخاطب " خویش اند اگر یافتند، یافته میشوند... و در صمیم " وجدان " او آرام میگیرند. و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند. و اگر او را گم کردند، روح را از درون به آتش میکشند و دمادم حریق های دهشتناک عذاب برمی افروزند...
"قسمتی از هبوط در کویر دکتر علی شریعتی"
| Design By : ParsSkin.com |









