در انتظار باران

 حرفهایی هست برای " گفتن "

که اگر گوشی نبود نمیگوییم و حرفهایی هست برای " نگفتن "

حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرو نمی آورد

حرفهایی شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند.

و سرمایه ماورائی هرکس به اندازه حرفهایی هست که برای نگفتن دارد، حرفهایی بیتاب و طاقت فرسا،

که همچون زبانه های بیقرار آتشند.

و کلماتش، هریک انفجاری را به بند کشیده اند

کلماتی که پاره های " بودن " آدمی اند...

اینان همواره در جستجوی " مخاطب " خویش اند

اگر یافتند، یافته میشوند...

و در صمیم " وجدان " او آرام میگیرند.

و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند.

و اگر او را گم کردند، روح را از درون به آتش میکشند و دمادم حریق های دهشتناک عذاب برمی افروزند...

"قسمتی از هبوط در کویر دکتر علی شریعتی"

نوشته شده در ٢٠ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ توسط رکسانا نظرات ()

Design By : ParsSkin.com